سو
زبان مبدأ: فارسی
- اسم نام قوم باستانی و احتمالا ایرانی ساکن پیرامون دریاچه اورمیه.
- اسم سوی، سون، اسو›
- اسم طرف؛ جانب؛ کنار.
- اسم [قدیمی] نزد.
- اسم [مقابلِ تاریکی] روشنایی.
- اسم [مقابلِ زیان] [قدیمی] سود؛ نفع.
- اسم گویش گنابادی: بینایی، چشمها، دید داشتن.
پهلوی از فارسی میانه swk' (sōg، «سوختن، احتراق»). مربوط به سوختن (سوکستان، «سوزاندن»). مازندرانی سو (سو)، سوسو (سوسو، «روشن، روشنگر») را مقایسه کنید. واژه سِو ( سواتِ ) واژه ای هندواروپایی است که در زبان سانسکریت و پارسی بکار می رفته است. سانسکریت ( سِو، سِواتِ ) ، پارسی ( سواد، بیسواد ) ، آلمانی ( sudieren ) ، انگلیسی ( study ) و. . .