سو

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم نام قوم باستانی و احتمالا ایرانی ساکن پیرامون دریاچه اورمیه.
  2. اسم سوی، سون، اسو›
  3. اسم طرف؛ جانب؛ کنار.
  4. اسم [قدیمی] نزد.
  5. اسم [مقابلِ تاریکی] روشنایی.
  6. اسم [مقابلِ زیان] [قدیمی] سود؛ نفع.
  7. اسم گویش گنابادی: بینایی، چشم‌ها، دید داشتن.

پهلوی از فارسی میانه swk' (sōg، «سوختن، احتراق»). مربوط به سوختن‏ (سوکستان، «سوزاندن»). مازندرانی سو (سو)، سوسو (سوسو، «روشن، روشنگر») را مقایسه کنید. واژه سِو ( سواتِ ) واژه ای هندواروپایی است که در زبان سانسکریت و پارسی بکار می رفته است. سانسکریت ( سِو، سِواتِ ) ، پارسی ( سواد، بیسواد ) ، آلمانی ( sudieren ) ، انگلیسی ( study ) و. . .

{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}