فن
زبان مبدأ: فارسی
- اسم : ویژگی دستگاهی موتوری که برای مکش یا دمش هوا بکار میرود. فارسی به معنی راه و روش و شگرد و مهارتهای انجام کاری است، مفردِ فنون، افنان.
- اسم این واژه در ادبیات کهن فارسی معنای سرود و آواز خوب نیز میدادهاست.
- اسم واژه کوتاه شده فند است که در فارسی به همان معنای شگرد است و ترفند از آن ساخته شده به معنای «فن شگفتانگیز» (مقابل: تردستی).
- اسم فند دگرگونشدهٔ پند و معنای اصلی پند در فارسی (بهویژه در پارسی میانه) راه و روش است.
- اسم واژهٔ فارسی فن به زبان عربی راه یافته و با جمعِ فنون در فارسی نیز استفاده شدهاست. در عربی فن را بیشتر در همان معنای قدیم فارسیاش، یعنی هنر و آوازهخوانی، بهکار میبرند. مشتق دیگرِ عربیواری از این واژه، یعنی تفنن (آوازها و روشهای گوناگون)، در فارسی در معنای تفرج بهکار میرود.
- اسم فن در فارسی این ترکیبات استفاده میشود: فناوری، فنشناسی، فنسالاری، فنبازار
- اسم آگاهیهای مربوط به صنعت یا علم.
- اسم حال، گونه. راه، روش. سرود طربانگیز. در فارسی، حیله، نیرنگ، چاره.
- اسم فن دگرگونشدهٔ «پند» است که به زبان عربی رفته و فن، فنون، و فَنّان از آن ساخته شدهاست.