تعین
زبان مبدأ: فارسی
- اسم دارای جاه و جلال بودن، بزرگی، تشخص. بزرگی و دارایی یافتن. بچشم دیدن.
- اسم (فلسفه): صورت عینی و محسوس داشتن.
- اسم (فلسفه): کیفیت و صفات خاص هر موجود که بوسیله آن از موجودات دیگر متمایز میشود.
- اسم (فلسفه): آنچه صورت عینی و محسوس دارد، آنچه تجسم و مادیت یافته.