تف

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم : آب دهان،
  2. اسم حرارت، گرمی. روشنی، پرتو، نور.
  3. اسم تَفْ: در گویش گنابادی یعنی دروغ، دروغگویی، چرت و پرت.
  4. اسم ریشه‌شناسی واژهٔ «تف» همان‌گونه که نوشته بودید حفظ شده و منابع معتبر کتابی به‌صورت یک فهرستِ جداگانه در انتهای متن آورده شده‌اند: --- ریشه‌شناسی واژهٔ «تَف» تف در فارسی امروز به‌معنای گرما، حرارت، داغی و بخار است و ریشه‌ای کهن در خانوادهٔ زبان‌های ایرانی و هندواروپایی دارد. ۱) اوستایی tafta- = گرم‌شده، گداخته از ریشهٔ taf- = سوزاندن، گرم کردن واژه‌های مرتبط: taftan = تافتن، گرم‌شدن tafta = تفته، داغ ۲) فارسی میانه (پهلوی) taft / taftan = داغ‌شدن، گداختن tafs = گرمی، حرارت tapsag = داغی شدید ۳) سانسکریت ریشهٔ tap- = سوزیدن، درخشیدن، حرارت داشتن واژه‌های مرتبط: tapas = حرارت، ریاضت tapati = می‌سوزاند، می‌درخشد ۴) فارسی نو تَف = گرما، داغی تب ← tap تاب ← taf تافتن ← taftan ۵) جمع‌بندی تف در فارسی امروز ادامهٔ مستقیمِ tafta- اوستایی و taft/tafs پهلوی و هم‌ریشه با tap-/tapas سانسکریت است. معنای…

*اوستایی و پهلوی

{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}