تفنگ

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم جنگ افزاری که با آن گلوله را به مسافت دور و نزدیک پرتاب می‌کنند و انواع مختلف دارد: دولول، سرپر، بادی، کمرشکن، شکاری و مانند آن.
  2. اسم بمعنی بندوق. در کلام متأخرین است و در کلام متقدمین تفک واقع است. ( فرهنگ رشیدی ). بندوق و مرکب است از تُف مبدل تپ به بای فارسی که مخفف توپ است... و تفق معرب آنست و به لفظ انداختن و افکندن و سر دادن و خوردن مستعمل است نه بلفظ گذاشتن. ( از آنندراج ). سلاح آتشی دراز و حمل پذیر. ( ناظم الاطباء ) : و عرصه را وسعت نبود که کثرت را از قلت فرق باشد. سواران لشکر بخارا بر زبر یکدیگر میراندند و از بالای سر ایشان تیر و تفنگ و نیزه و سنگ روان. فی الجمله اکثر آن لشکر هلاک گشتند. ( از اندرزنامه منسوب به خواجه نظام الملک ). به زخم ناوک دلدوز و تفنگ جانسوز به دفع و منعمخالفان پرداخت. ( حبیب السیر جزء 4 از ج 3 ص 380 ). در معرکه این تفنگ فریادرس است خصم افکن و گرم خوی و آتش نفس است. ابوطالب کلیم ( از آنندراج ). دارد آن عزت تفنگ ثانی صاحبقران کز شرف خاقان اگر باشد بدوشش میبرد. ( ایضاً ). - تفنگ بادی ؛ نوعی تفن…
  3. اسم تحلیل ریشه‌شناسی واژهٔ «تُفَنگ» را به‌صورت علمی و با ذکر منابع معتبر (اوستایی، پهلوی، سانسکریت و فارسی) ارائه می‌کنم و در پایان فهرست منابع کتابی را می‌گذارم. --- ◼️ ریشه‌شناسی «تُفَنگ» 1) دیدگاه پذیرفته‌شده در پژوهش‌های ایران‌شناختی بسیاری از زبان‌شناسان ایرانی (از جمله دکتر علی نورایی) ریشهٔ «تفنگ» را چنین تحلیل می‌کنند: تف + -نگ → تفنگ --- ■ جزء نخست: «تَف» «تف» در فارسی باستان، میانه و زبان‌های هم‌خانواده اوستایی: tafta- («سوخته، گرم‌شده») ← ریشهٔ tap- «داغ شدن، تابیدن» سانسکریت: tap- («گرم شدن، سوزاندن، تابیدن، ریاضت کشیدن = تولید گرما») پهلوی: taft / taftan («سوختن، گداختن») فارسی نو: تف / تفت / تافتن بنابراین «تف» ریشه‌ای هندواروپایی با معنای پایهٔ «گرما، داغی، سوختن» دارد. --- ■ جزء دوم: پسوند «ـنگ / ـانگ / ـنگه» پسوند اسم‌ساز و ابزارساز در فارسی: نمونه‌ها: فشنگ، پلنگ، آهنگ، آژنگ، …

* اوستایی و پهلوی

{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}