آبکار
زبان مبدأ: فارسی
- اسم (مواد): آنکه فلزات را آب میدهد، آب دادن.
- اسم بامداد اول روز مقابل عشیْ.
- اسم جمع بکر دوشیزگان، دختران دوشیزه.
- صفت سقا. شرابخوار. ساقی. باده فروش. نگین ساز.
- صفت ابیاری مزرعه، کشت و زرع کشاورزی حرث. (توسعا)، مزرع، مزرعه .
- صفت به شبگير رفتن بامداد کردن پگاه بر خاستن وارد شدن بر آب صبحگاهان شتاب نمودن.
- صفت پگاه خيزانيدن بوقت از خواب بيدار کردن.