جبهه

زبان مبدأ: فارسی

  1. جبهة
  2. اسم پیشانی، جبین.
  3. اسم بخش جلوی محل جنگ.
  4. اسم گروه متحدی از احزاب یا سازمان‌های گوناگون که در جهت اهداف سیاسی مشترکی فعالیت می‌کنند: جبهة آزادی بخش فلسطین.
  5. اسم محل برخورد یا منطقة مرزی دو توده هوای متفاوت یا دارای اختلاف دمای زیاد.
  6. اسم دسته، گروه، مردم.
  7. اسم رییس قوم.
  8. اسم پیشانی صورت فلکی شیر، و آن منزل دهم از منازل قمر

* عربی # جبهة

{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}