جلگه
زبان مبدأ: فارسی
- اسم زمین صاف و هموار.
- اسم ادامه، من بر پایهی منابع معتبر زبانهای ایرانی باستان، میانه و هندواروپایی، ریشهشناسی و تحلیل واژهی «جُلگه / چُلگه» را بازسازی میکنم و سپس فهرستی از منابع علمی ـ نه لغتنامههای عمومی فارسی مانند دهخدا یا معین ـ ارائه میدهم. --- 🟩 ۱. تحلیل ساختاری واژه چُلگه / جُلگه = چُل + گه (گاه) تحلیل صرفی درست است؛ بخش نخست توصیفی است (چُل ← زمین چراگاهی / چمنزار) و بخش دوم مکانی (گه ← جای، محل). پس واژه در اصل به معنای «محل چرا» یا «سرزمین چمنزار و هموار» است. --- 🟩 ۲. ریشهی بخش نخست: «چُل / جُل» ۲.۱. ریشهی اوستایی و ایرانی باستان زبان صورت معنا منبع اوستایی čar- چرا کردن، چریدن Bartholomae, Altiranisches Wörterbuch, s.v. čar- اوستایی čarəta- چریده، چراشده (اسم مفعول از čar-) همان سانسکریت carati رفتن، حرکت کردن، چرا کردن (در مورد دام) Monier-Williams, A Sanskrit-English Dictionary, s.v. car…