محکم
زبان مبدأ: فارسی
- صفت سخت، استوار.
- صفت شدید.
- صفت با نیرو، قدرت یا فشار بسیار زیاد.
- اسم آیاتی از قرآن که معنی اش روشن است و نیازی به تعبیر ندارد.
- اسم مردی مسلمان که او را اختیار دهند میان قتل و کفر و او قتل را قبول کند و اسلام خویش راحفظ نماید.
- اسم انصاف دهنده.