جودان
زبان مبدأ: فارسی
- نوعی کافور به غایت خوشبو که آن را خورند؛ م
- قید کافور میت.
- قید نوعی از چوب بید که از آن دستة بیل سازند، جودانگاه کنید
- قید سیاهی ای شبیه به دانة جو در میان دندان اسب و خر و مانند آن که جوانی و پیری آنها را از آن شناسند.
- قید جنسی از انار که دانة آن خشک و بی آب باشد؛ جودانه.