ابداع
زبان مبدأ: فارسی
- اسم ایجاد چیزی نو؛ نوآوری. نو آوردن، نو پیدا کردن، ایجاد، اختراع.
- اسم آفرینش، خلقت.
- اسم (فلسفه قدیم): ایجاد اشیا از سوی خداوند که مسبوق به ماده و زمان نباشد. نیز احداث.
- اسم (ادبی): در بدیع، آوردن چند صنعت بدیعی در یک بیت یا عبارت مانند این بیت: تا نسوزد برنیاید بوی عود/ پخته داند کاین سخن با خام نیست. «سعدی»
- اسم شعر نو گفتن، به طرز نو شعر سرودن.
- اسم کند شدن مرکب در رفتار، درماندن.