دستگاه
زبان مبدأ: فارسی
- اسم ثروت.
- اسم نیرو، توانایی.
- اسم یک آهنگ کامل موسیقی.
- اسم هر مجموعه ابزار و آلاتی که برای انجام کاری فراهم شده باشد.
- اسم دسترس، دسترسی.
- اسم شکوه، جلال.
- اسم مساعدت، فرصت مناسب.
- اسم پیروزی.
- اسم مجازاً رژیم، نظام، حکومت.
- اسم دستگاه
- اسم قدرت، غلبه
از دست + گاه.