دستگاه

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم ثروت.
  2. اسم نیرو، توانایی.
  3. اسم یک آهنگ کامل موسیقی.
  4. اسم هر مجموعه ابزار و آلاتی که برای انجام کاری فراهم شده باشد.
  5. اسم دسترس، دسترسی.
  6. اسم شکوه، جلال.
  7. اسم مساعدت، فرصت مناسب.
  8. اسم پیروزی.
  9. اسم مجازاً رژیم، نظام، حکومت.
  10. اسم دستگاه
  11. اسم قدرت، غلبه

از دست + گاه.

{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}