دست
زبان مبدأ: فارسی
- اسم (جانوری): بخش انتهایی هر یک از دو عضو طرفین بالاتنه انسان پایینتر از مچ، شامل کف، و پنج انگشت.
- اسم دسته، جناح، لشکر.
- اسم مسند.
- اسم قاعده، روش.
- اسم واحدی برای شمارش اقلامی مانند: لباس، فنجان.
- اسم نوبت، دفعه.
- اسم توانایی، قدرت.
- اسم رقص و پایکوبی کردن.
- اسم صرفنظر کردن، دست برداشتن.
- اسم دست به بغل تعظیم کردن، کرنش نمودن.
- اسم دست پا چلفتی کنایه از: بی عرضه، نالایق، بی دست و پا.
- اسم دست از پا درازتر کنایه از: بی نصیب، ناموفق، ناکام.