بن
زبان مبدأ: فارسی
- اسم (گیاهی): بنه.
- اسم در گویش گنابادی یعنی گیر، قفل کردن روی چیزی، گیر دادن.
- اسم (قدیمی): مخفف ابن.
- اسم نام شهری در استان چهارمحال و بختیاری.
- اسم پایین تمرین نقطه یا سطح چیزی. بخش پایانی چیزی.
- اسم دکتر کزازی در مورد واژه بُن مینویسد : بُن با همین ریخت در زبان پهلوی به کار میرفته است.
- اسم در گویش گنابادی به معنای باسن میباشد، کون، داخل چیزی.
- اسم پایه، اساس. ریشه، بنیاد. پایان، آخر.
- اسم (ریاضی): قاعده شکلهای هندسی و حجمها. انقیاد.
- اسم تکه کاغذ چاپی که دارنده آن میتواند به موجب آن، از کالا یا خدمتی استفاده کند. بُن غذا.