حلوا
زبان مبدأ: فارسی
- اسم خوراکی که به وسیله آرد، روغن، شکر و مواد دیگر تهیه کنند و در عصر پنجشنبه در گورستان خیرات اموات و گذشتگان نمایند.
- اسم حلوای کسی را خوردن کنایه: از شاهد مرگ او بودن.
- اسم حلوا حلوا کردن کنایه از: عزیز و گرامی داشتن.
زبان مبدأ: فارسی
{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}
/{{ entry.ipa }}/
{{ sn.example }}
{{ entry.etymology }}
تعاریف ویکیواژه CC BY-SA است؛ موارد «واژهنامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.
با شماره موبایل وارد شوید. ثبتنام همان ورود است و سطح پیشفرض «عمومی» است.
{{ me.role_label }} · {{ me.mobile }}
{{ authMsg }}
سطح شما: {{ me.role_label }}. گلوساری خصوصی برای همهٔ اعضا هست. معنی ویژه فقط برای سطح ویژه و بالاتر دیده میشود.
سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمیشود.
فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.
جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تبدار یادداشت است. خطهایی که با # شروع شوند نادیده گرفته میشوند.
{{ gMsg }}