خرقه
زبان مبدأ: فارسی
- خرقة
- اسم جامهای که از تکه پارچههای گوناگون دوخته شود.
- اسم جبة مخصوص درویشان.
- اسم جسد، تن.
- اسم خال.
- اسم خَرَ
- قید ~تهی کردن کنایه از: مردن. ؛ ~درانداختن از خود بیرون شدن، مجرد شدن.
* عربی # خرقة
زبان مبدأ: فارسی
* عربی # خرقة
{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}
/{{ entry.ipa }}/
{{ sn.example }}
{{ entry.etymology }}
تعاریف ویکیواژه CC BY-SA است؛ موارد «واژهنامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.
با شماره موبایل وارد شوید. ثبتنام همان ورود است و سطح پیشفرض «عمومی» است.
{{ me.role_label }} · {{ me.mobile }}
{{ authMsg }}
سطح شما: {{ me.role_label }}. گلوساری خصوصی برای همهٔ اعضا هست. معنی ویژه فقط برای سطح ویژه و بالاتر دیده میشود.
سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمیشود.
فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.
جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تبدار یادداشت است. خطهایی که با # شروع شوند نادیده گرفته میشوند.
{{ gMsg }}