مهر
زبان مبدأ: عربی
- اسم (فقه، حقوق): پول، طلا، مِلک، و مانند آن که هنگام عقد نکاح، ازدواج به زوجه میپردازد یا منتقل میکند.
- اسم کابین، مهریه.
- اسم نگین، خاتم.
- اسم قطعهای گل پخته که نمازگزاران شیعه هنگام سجده پیشانی خود را روی آن میگذارند.
- اسم آلتی از جنس فلز یا لاستیک که روی آن اسم شخص یا بنگاهی را نقش میکنند و از آن به جای امضاء در پای نامهها و قراردادها استفاده میکنند.
- اسم مهر و موم کردن الف - بستن چیزی از طریق موم چسباندن به در آن و بعد مهر زدن به موم به طوری که به جز فرد مورد نظر کسی نتواند در آن دست ببرد و آن را باز کند. ب - ضبط اموال متوفای مدیون یا مجرم از طرف مراجع قضایی.