خفه
زبان مبدأ: فارسی
- خبه:
- گلو فشرده، کسی که به خفگی دچار شده باشد.
- تاریک، دلگیر.
- دارای رطوبت و گرما یا آلودگی زیاد.
- ساکت باش.
* پهلوی * واژه خفه مربوط به فعل خفیدن است(xafidan, “to choke; to cough”)از زبان پروتوایرانی *xaf در گذشته شکل این واژه خپه بود بعد ها به شکل خفه تغییر کرده است. # خبه: #گلو فشرده، کسی که به خفگی دچار شده باشد. #تاریک، دلگیر. #دارای رطوبت و گرما یا آلودگی زیاد. (عا.) # ساکت باش.