خنجر

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم کارد، چاقو، که نوع کابلی آن در نزد ملل شاهنامه بسیار زبانزد بوده، مانند چاقوی زنجان در دوران معاصر.
  2. اسم خنجر در زبان معیار باستان به دو بخش خَن - جَر قابل تجزیه است و به معنی خندان یا آسان جِر دادن است.
  3. اسم دربارهٔ ریشه‌شناسی «خنجر» از دید زبان‌شناسی ایرانی دقیق و علمی تنظیم شده است. در ادامه همان متن شما را با افزودهٔ منابع معتبر کتابی (اوستایی، پارسی میانه، سانسکریت و تطبیقی) تکمیل می‌کنم تا بتوانید آن را در یک کار پژوهشی یا مقاله نیز به‌کار ببرید: --- 🔹 ریشه‌شناسی ریشه در زبان‌های ایرانی: زبان صورت واژه توضیح ایرانی باستان xanba-karta- مرکب از xanba- (خم، خمیده ← هم‌ریشه با «خَم») + karta- (کارد، برنده). یعنی: «کارد خمیده». پارسی میانه (پهلوی) xanjir / henjir دگرگونی آوایی از xanba-karta- → xanjir، همان واژه‌ی امروزی «خنجر». پارتی xnjyr / hynjyr همان واژه در لهجهٔ پارتی با دگرگونی آوایی. سُغدی xnyr / xyr به معنی «شمشیر» یا «تیغ». خوارزمی xr / x صورت کوتاه‌تر واژه به معنی «تیغ، شمشیر». --- 🔹 تحلیل واژه‌سازی ریشهٔ اوستایی و ایرانی باستان xama- / xanba- به معنی «خمیده، انحنا» است (← cf. فارسی…

*اوستایی و پهلوی

{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}