اضافه

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم افزودن، افزودن چیزی به چیز دیگر.
  2. اسم آنچه از چیزی پس از مصرف باقی می‌ماند.
  3. اسم اضافه حقوق.
  4. اسم بیشتر از مقدار معیّن
  5. اسم : جمع. به اضافه.
  6. اسم : در دستور زبان، آوردنِ اسم یا ضمیری بدنبال اسم دیگر بوسیله کسره، برای کامل شدن معنی. کلمه اول را مضاف و کلمه دیگر را مضاف‌الیه می‌گویند، مانند کتاب من، ارتفاع ساختمان.
  7. اسم : در دستور زبان فارسی نسبت دادن کلمه‌ای است به کلمه دیگر برای تمام کردن معنی.
  8. اسم : (یکی از مقولات ده‌گانه ارسطو و یکی از اَعراض نُه‌گانه) جمع دو یا چند تصور در یک فعل ذهنیِ واحد، مانند اُبُوَّت به بُنُوَّت که تصور ابوّت (پدری) منوط به تصور بنوّت (پسری) است.
{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}