داغان
زبان مبدأ: فارسی
- صفت از هم پاشیده، متلاشی شده.
- صفت واژهٔ «داغان» ۱. در فارسی نو در فارسی امروز، «داغان» به معنی خراب، ویران، متلاشی و از کار افتاده به کار میرود. بسیاری از پژوهشگران زبانشناسی آن را صورت عامیانه و تحولیافتهٔ همین واژه در فارسی میانه میدانند. نمونهٔ تحول مشابه در فارسی محاورهای: «یخدان → یخون» --- ۲. در فارسی میانه (پهلوی) در متون پهلوی، صورتهای dāγān, dāγānag به معنای «خردشده، متلاشی، ویران» آمده است. 📖 منابع: MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. Oxford, 1971, p. 102. Nyberg, H. S. A Manual of Pahlavi. Vols. I–II. Wiesbaden, 1974. Skjærvø, P. O. An Introduction to Manichaean Middle Persian and Parthian. Harvard, 2009. --- ۳. در اوستایی در اوستایی، ریشهٔ daγ- به معنای «شکستن، خرد کردن» آمده است. این ریشه مستقیماً سرچشمهٔ کاربرد پهلوی و سپس فارسی دری است. 📖 منابع: Bartholomae, C. Altiranisches Wörterbuch. Stra…