شور

زبان مبدأ: فارسی

  1. ورزیدن، به کار بردن، عمل کردن.
  2. : سلاحشور، سلحشور. ب - زیر و زبر کننده، برهم زننده: خاکشور.
  3. اسم هیجان.
  4. اسم غوغا.
  5. اسم فتنه، آشوب.
  6. صفت پرنمک.
  7. صفت بدشگون.

* فارسی (اِم # ورزیدن، به کار بردن، عمل کردن. (اِ در ترکیبات به معنی «شورنده» آید: الف - (به کار برنده، ورزنده) # : سلاحشور، سلحشور. ب - زیر و زبر کننده، برهم زننده: خاکشور.

{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}