درویش

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم (مجاز): فقیر، تنگدست، بی‌چیز. دراویش، [[درویشان].
  2. اسم (تصوف): پیرو هر یک از فرقه‌های تصوف، شخصی که با کشکول و تبرزین و لباس ویژه در کوچه و بازار می‌گردد و شعر و مدیحه می‌خواند و مردم به او پول می‌دهند. متواضع، بی‌اعتنا به امور مادی.
  3. اسم (مجاز): فقیر، فقرا، بی‌چیز.
  4. اسم صوفی، قلندر. عرفای بزرگ، درویش ورای مراتب مادّی می‌پندارند.
  5. اسم فقیر، تهیدست.
  6. اسم درویش ممکن است تصحیف شده دِوریش باشد، اصطلاح اخیر به معنی دوره‌گرد، کسی یا کسانی که در طی فواصل منظم، به محل ملاقات یا امور کاری سرک بکشند؛ مثل گدایی که سالی یکبار پیدا می‌شود.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}