درویش
زبان مبدأ: فارسی
- اسم (مجاز): فقیر، تنگدست، بیچیز. دراویش، [[درویشان].
- اسم (تصوف): پیرو هر یک از فرقههای تصوف، شخصی که با کشکول و تبرزین و لباس ویژه در کوچه و بازار میگردد و شعر و مدیحه میخواند و مردم به او پول میدهند. متواضع، بیاعتنا به امور مادی.
- اسم (مجاز): فقیر، فقرا، بیچیز.
- اسم صوفی، قلندر. عرفای بزرگ، درویش ورای مراتب مادّی میپندارند.
- اسم فقیر، تهیدست.
- اسم درویش ممکن است تصحیف شده دِوریش باشد، اصطلاح اخیر به معنی دورهگرد، کسی یا کسانی که در طی فواصل منظم، به محل ملاقات یا امور کاری سرک بکشند؛ مثل گدایی که سالی یکبار پیدا میشود.