شیرین
زبان مبدأ: فارسی
- اسم از اسامی زنانه ایرانی.
- اسم منسوب به شیر، مقابلِ تلخ دارای مزه مطبوع، و گوارا.
- اسم (مجاز): زیبا، خوشسخن، دوستداشتنی؛ خوشایند: ◻︎ مگر از هیئت شیرین تو میرفت حدیثی / نیشکر گفت کمر بستهام اینک به غلامی (سعدی۳: ۹۰۰).
- اسم (مجاز): عزیز: ◻︎ میازار موری که دانهکش است / که جان دارد و جان شیرین خوش است (فردوسی۲: ۱/۱۰۰).
- اسم (مجاز): یقینا؛ حتما: شیرین پنجاه سال داشت.