عقل
زبان مبدأ: فارسی
- اسم مجموع قوای عالی ذهن که در مغز شکل میگیرد یا جریان پیدا میکند، در اندیشه و ادراک نمایان میشود، و رفتار معنوی و مادی انسان را هدایت میکند. خِرَد.
- اسم دریافتن، فهمیدن. نیروی ادراک.
- اسم بستن، بند کردن، بستن بازو و پای شتر.
- اسم عقل کل ← بسیار دانا و خردمند.
- اسم عقل سلیم ← اندیشه و دریافت انسان سالم و طبیعی.
- اسم عقل کسی پاره سنگ برداشتن کنایه از: کم عقل و سبک مغز بودن.
- اسم عقل مردم به چشمشان است کنایه از: ظاهربینی مردم.