کیف
زبان مبدأ: فارسی
- اسم وسیلهای با اندازههای متفاوت از جنس چرم، پارچه، نایلون و مانند آنها برای نگهداری و حمل پول و اشیای معمولا کوچک.
- اسم تحلیل ریشهشناسی «کِیف» همراه با منابع کتابی معتبر، علمی و مرتب به این صورت است: --- 🔎 ریشهشناسی واژهٔ «کِیف» (بهمعنای «کیسه / bag») واژهٔ کِیف در فارسی کاملاً ایرانی است و از ریشهٔ کهن ایرانی و هندواروپایی گرفته شده: kap- / kāp- = بستن، فشردن، پوشاندن، جمعکردن --- 1️⃣ مسیر آوایی kap- → kēp / kip (پهلوی) → کیپ → کیف تغییر p → f در فارسی نو یک تحول طبیعی و رایج است. نمونهها: سپ → سف کپ → کف پُت → فُت بنابراین کیپ → کیف یک تحول واجی طبیعی است. --- 2️⃣ مسیر معنایی معنای ریشه kap-: «بستن، فشردن، پوشاندن» پهلوی: kēp / kip = چیز بسته، محفظه فارسی نو: کیپ = بسته و چفت کیف = ظرف یا کیسهای که بسته و چفت میشود ارتباط معنایی با اوستایی کاملاً منسجم است. --- 3️⃣ چرا کیف عربی نیست؟ در عربی «کیس» وجود دارد، اما کیف فارسی نه از عربی آمده و نه با «کَیْف = چگونه» عربی ارتباط دارد. درواقع عربها این و…
- اسم حال خوشی که از دیدن، خوردن، نوشیدن، و لمس کردن چیزی مطبوع به انسان دست میدهد. شادی عیش، مسرت، خوشی، لذت، خوشگذرانی.
- اسم (از ادات استفهام): چگونه؟
- اسم کیف کسی کوک بودن کنایه از: احساس نشاط و خوشی کردن.