اجرا
زبان مبدأ: فارسی
- اسم به مرحله عمل درآوردنِ حکم، قانون، سنت، و مانند آنها.
- اسم (حقوق): بکار بستن قانون یا احکام دادگاهها یا مراجع رسیدگی اداری یا اسناد رسمی؛ به مرحله عمل گذاشتنِ حکمی که قطعیت یافته است.
- اسم در اصطلاح رادیو و تلویزیون، گویندگی، مجری.
- اسم (قدیم): روان کردن؛ جاری ساختن.
- اسم (دیوانی): مقرری و جیرهای که سالانه به مأموران دیوانی و افراد وابسته به دربار داده میشد و معمولا جنسی بود.