دنباله

زبان مبدأ: فارسی

  1. این واژه معمولا در مورد اصل و نسب افراد و ذکر اهمیت آن بیان می‌شود. معمولا برای افرادی که بدون اصل و نسب هستند متضاد این واژه یعنی بی دنباله (بی دمبله- bi dombale) به کار می‌رود البته این واژه بیشتر در مورد عروس و دامادهایی (در مرحله تحقیقات) که بدون اصل و نسب هستند و یا از طبقات پایین اجتماع هستند به کار می‌رود.
  2. دیگر کاربرد این واژه در مورد کل وابستگی‌های انسان به محیط و خانواده و حتی حیواناتش و گیاهان و باغ‌هایش نیز به کار می‌رود در جملات: تمام دنباله‌ام را واگذار کرده‌ام تا به اینجا بیایم باید زود برگردم، منظور از دنباله می‌تواند انسان، حیوان و یا گیاهان باشد. در اینجا واژه متضاد یعنی بی دنباله موقعی به کار می‌رود که فرد وابستگی ای مثل زن و فرزند، مادر و پدر، باغ، خانه، حیوان و کار ندارد.
  3. اسم دم.
  4. اسم دم مانند، هر چیز شبیه به دم.
  5. اسم پی، پس، پیرو، عقب.
  6. اسم بقیة چیزی، پس مانده.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}