دنبه
زبان مبدأ: فارسی
- اسم دُم گوسفندهای نژاد آسیایی، که متشکل از تودهای چربی است. نیز پیه، چربی، دمبه.
- اسم جزیی از بدن گوسفند که به جای دُم در انتهای خلفی تنه او آویخته و محتوی چربی است
- اسم دنبه گذار کردن: نوعی رَمل و جادو برای از میان برداشتن یا آسیب رساندن به کسی. با دُنبه آدمکی درست میکردند و با نیت آسیب رساندن به آن شخص، آدمک را میسوزاندند.
- اسم دنبه دادن کنایه از: فریب دادن، فریفتن.
- اسم کنایه: این همه چریدی پس دنبهات کو؟