دنگ
زبان مبدأ: فارسی
- اسم صدایی طنیندار که از برخورد دو چیز سخت به یکدیگر ایجاد میشود. صدا، آوا، نوا، هوار.
- اسم وسیلهای برای کوبیدن برنج. دستگاه قالیکوبی.
- اسم دَنْگ: در گویش گنابادی یعنی صدا کردن چیزی.
- اسم یک ششم هر چیزی، دانگ.
- اسم چاشنی تفنگ. دنگدان.
- اسم دِنْگ: در گویش گنابادی یعنی قطره، ذره، کمی، اندکی، ضربه.
- صفت گیج. سرگشته. پریشان. ابله، کودن.