دوش

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم کتف، شانه.
  2. اسم آلتی مشبک مانند سر آبپاش که در گرمابه به شیر آب متصل است و در زیر آن شستشو کنند. دوش گرفتن یعنی حمام کردن.
  3. اسم دیشب، شب گذشته.
  4. اسم به معنی باستانی، مصدر فعل افتادن، بی‌افت.
  5. اسم معنای اولیه دوش، افتادن از دیوار به خانه اغیار به قصد هتاکی را تفهیم می‌نموده است؛ اصطلاحات دوشیز و دوشیزه مکمل مفهوم دوش در دنیای قدیم هستند.
  6. اسم دوش: دیشب؛ شب پیش. این واژه در پهلوی به همین شکل به کار می‌رفته است. دوش در برابر ( دی = دیروز ) است که در پهلوی دیگ dīg بوده است. نامه‌ی باستان، جلد ۳، داستان سیاوش، دکتر کزازی ۱۳۸۴، ص ۱۸۱.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}