پرچم

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم طره، کاکل، منگوله - ای از مو که بر سر نیزه، علم و گردن اسب می‌آویختند.
  2. اسم زبانة آتش.
  3. اسم علم، درفش، رایت.
  4. اسم بخش‌های میله مانند گل که تخم‌ها در آن قرار دارند.
  5. اسم پرچم
  6. اسم دم گاو در زبان مغولی. درفش، لوا، رایت. تکه ای از پارچه با طرح رنگ شده خاص روی آن که ممکن است سمبل یک کشور یا سازمان مشخص باشد یا معنی مشخصی داشته باشد. یک پرچم به یک میله متصل می‌شود یا در دست نگه داشته می‌شود.

در لغت‌نامه دهخدا جزء واژه‌های پارسی دسته‌بندی شده‌است پرچم به معنی کاکل فارسی است و از پرچمیدن مشتق شده است ولی پرچم به معنای درفش و بیرق واژه‌ای ترکی است. پرچم به معنای کاکل در ترکی استانبولی کاربرد دارد ولی با معنی درفش کاربرد ندارد. مراجعه شود به perçem در ویکی واژه ترکی(vikisözlük) که در آنجا پرچم به معنی علامت و سند را زیر قسمت eski türkçe نوشته است که به معنی ترکی باستان است و برای معنی کاک…

{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}