شتر

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم : جانور پستاندار و نشخوار کننده با پاها و گردن دراز، یک یا دو برجستگی بنام کوهان روی پشت، و دو انگشت در هر پا.واژه شتر معادل ابجد 900 تعداد حروف 3 تلفظ šotor نقش دستوری اسم ترکیب (اسم) [پهلوی: uštr] ‹اشتر› (زیست‌شناسی) مختصات (شُ تُ) [ په . ] (اِ.) آواشناسی Sotor الگوی تکیه WS شمارگان هجا 2 م
  2. اسم پستانداری است نشخوارکننده از گروه سم داران بدون شاخ با پاهایی که دو انگشت دارد. این حیوان در برابر گرما و تشنگی بسیار مقاوم
  3. اسم برگشتگی پلک چشم. فروهشتگی پلک پایین.
  4. اسم عیب، نقص. انقطاع، بریدگی. انشقاق لب زیرین و غیره.
  5. اسم شتر دیدی، ندیدی سفارش به کتمان راز.
  6. اسم شتر سواری دولا دولا نمی‌شه کنایه از: تلاش بیهوده برای پنهان کاری
{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}