راسب
زبان مبدأ: فارسی
- ته نشین شونده، ته نشین گردیده.
- اسم درد که در ته ظرف ماند.
- اسم مادة دارویی که در ته لولة آزمایش یا ته بالن و دیگر ظروف آزمایشگاهی ته نشین شود.
- اسم گل و لای و دیگر مواد مخلوط با آب که در بستر رودخانهها و کف دریاچهها و دریاها رسوب کند.