پرداختن

زبان مبدأ: فارسی

  1. ادا کردن، کارسازی کردن.
  2. جلا دادن.
  3. به انتها رسانیدن.
  4. شرح دادن.
  5. خالی کردن، خلوت کردن.
  6. دور کردن، جدا کردن.
  7. آهنگ کار کردن، به کاری دست زدن.
  8. از کاری فارغ شدن.
  9. آماده کردن، ترتیب دادن.
  10. ترک کردن، رها کردن.
  11. توجه کردن، اعتنا کردن.
  12. رفع کردن.
{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}