رفیق
زبان مبدأ: فارسی
- اسم دوست. یار، همدم، همنشین. همراه، همسفر. مفردِ رفقاء.
- اسم (گفتگو): عنوانی که با آن، آشنای تازه یا مصاحب مورد خطاب قرار میگیرد.
- اسم در اصطلاح روسپیخانه، مردی که خاطرخواه روسپیای است.
- اسم (منسوخ): عنوانی که مارکسیستها با آن مورد خطاب قرار میگرفتند.
- اسم کارنامه اردشیر پابگان واژه رَهیگ به معنی همین رفیق به کار رفته که بسیار نزدیک است
- اسم رفیق نیمه راه کنایه از: کسی که به همراهی خود تا پایان ادامه ندهد.