رکابی

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم اسب یدک، کتل.
  2. اسم شمشیری که پهلوی اسب بندند؛ زیر رکابی.
  3. اسم پیاله، نعلبکی.
  4. اسم طبقچه.
  5. اسم سپاهی پیاده.
  6. اسم سفره دار.
  7. اسم ویژگی لباسی (اعم از پیراهن، زیرپیراهن، شلوار و مانند آن)
  8. اسم که با نوارهایی جلو و عقب آن‌ها را به هم وصل کنند.
  9. اسم یکی از استخوان‌های زیر گوش است که در گوش میانی بین زایدة عدسی استخوان سندانی و پنجرة بیضی قرار دارد و دارای سه قسمت سر و قاعده و شاخه‌های قدامی و خلفی می‌باشد؛ رکاب الاذن، عظم رکابی.

* عربی(ص نسب.

{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}