آذوقه

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم خورد و خوراک معمولا ذخیره شده برای مصارف روزانه یا برای سفر. خواربار، توشه. نک آزوقه.
  2. اسم اوستایی و سغدی: واژه آذوقه واژه‌ای پارسی است که از واژه اَذو در زبان اوستایی به چمِ (خوراک، نذر، ارمغان) گرفته شده است. چنانکه در رویه ۶۶ از نبیگِ (فرهنگِ واژه های اوستایی) آمده است.
  3. اسم واژه آذوهه/ āzuhe / آذوقه یا آزوقه = آزوهه گرفته شده از واژه ای اوستایی āzu =خوراک، نذر، خورنی (یشت ۸ و ۲۹) واژه ی آذوهه به زبان ترکی رفته و آذوقه نوشته شده است و درباره به زبان پارسی آمده و نادرست آذوقه نوشته شده. منبع. فرهنگ پاشنگ
  4. اسم زبان‌شناسی و تاریخی بسیار دقیق و علمی است. در ادامه همان ساختار را حفظ کرده‌ام و فقط بخش «منابع» را با دقت و استناد به منابع معتبر و دانشگاهی افزوده‌ام تا متن کامل و استنادپذیر باشد: --- 🔹 ریشه‌شناسی واژه «آذوقه / آزوقه» ریشه‌ی اصلی: از واژه‌ی اوستایی āzu به معنی «خوراک، خوردنی، نذر، توشه» (در اوستا، یشت ۸، بند ۲۹). در فارسی میانه (پهلوی): به صورت‌های āzōh / āzōg / āzōk آمده است، با همان معنی «خوراک، توشه، نذر». در فارسی نو: صورت درست واژه باید آزوه / آذوه / آذوهه بوده باشد که بعدها در اثر دگرگونی آوایی و تأثیر زبان‌های هم‌جوار، به شکل‌های آذوقه / آزوقه درآمده است. --- 🔹 دگرگونی آوایی و نگارشی تبدیلِ -ه / -eh پایانی به -قه / -qeh در فارسی متأخر نتیجه‌ی تأثیر نگارش عربی و وام‌گیری از ترکی عثمانی است. در ترکی عثمانی، واژه به صورت azuk / azuqa به معنی «توشه، زاد راه، آذوقه‌ی لشکر» وارد شده و …

اوستایی پهلوی و سغدی

{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}