زخم

زبان مبدأ: فارسی

  1. زهم
  2. واژه زخم معادل ابجد 647 تعداد حروف 3 تلفظ zaxm نقش دستوری اسم ترکیب (اسم) [پهلوی: zahm] مختصات (زَ) [ په . ] (اِ.) آواشناسی zaxm الگوی تکیه S شمارگان هجا 1 منبع واژگان مترادف و متضاد
  3. اسم طعم و بویی که از سفیدة تخم مرغ خام یا از گوشت خام هنگام پختن در آب برآید.
  4. اسم خراش یا بریدگی هر بخشی از بدن.
  5. اسم مجروح.
  6. اسم ضربه. ؛ به ~ کاری زدن کنایه از: برای آن کار مورد بهره برداری قرار دادن.

* پهلوی # زهم #واژه زخم معادل ابجد 647 تعداد حروف 3 تلفظ zaxm نقش دستوری اسم ترکیب (اسم) [پهلوی: zahm] مختصات (زَ) [ په . ] (اِ.) آواشناسی zaxm الگوی تکیه S شمارگان هجا 1 منبع واژگان مترادف و متضاد

{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}