زخم
زبان مبدأ: فارسی
- زهم
- واژه زخم معادل ابجد 647 تعداد حروف 3 تلفظ zaxm نقش دستوری اسم ترکیب (اسم) [پهلوی: zahm] مختصات (زَ) [ په . ] (اِ.) آواشناسی zaxm الگوی تکیه S شمارگان هجا 1 منبع واژگان مترادف و متضاد
- اسم طعم و بویی که از سفیدة تخم مرغ خام یا از گوشت خام هنگام پختن در آب برآید.
- اسم خراش یا بریدگی هر بخشی از بدن.
- اسم مجروح.
- اسم ضربه. ؛ به ~ کاری زدن کنایه از: برای آن کار مورد بهره برداری قرار دادن.
* پهلوی # زهم #واژه زخم معادل ابجد 647 تعداد حروف 3 تلفظ zaxm نقش دستوری اسم ترکیب (اسم) [پهلوی: zahm] مختصات (زَ) [ په . ] (اِ.) آواشناسی zaxm الگوی تکیه S شمارگان هجا 1 منبع واژگان مترادف و متضاد