ساره
زبان مبدأ: فارسی
- اسم [هندی] ساری، سار، چادر، فوطه، شال، میزر، مئزر.
- اسم پرده.
- اسم تنه ٔ درخت.
- اسم رشوه. رشوت. پاره. بلکفد. رشوه که قاضی را دهند.
- اسم مزید مؤخر (پسوند) طرف. جانب. ناحیه. سوی. در کلمات زیر: بینی ساره. رَعن؛ بینی ساره ٔ کوه. درساره. رخساره. کتف ساره.
- اسم نام زن ابراهیم پیغمبر و مادر اسحاق است. سارا.