سبزک

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم سبزه.
  2. اسم صراحی که از شیشة سبز ساخته باشند.
  3. اسم بنگ، حشیش. سبزه (سَ زَ یا زِ)
  4. اسم چمن.
  5. اسم نوعی کشمش سبز.
  6. اسم گندم گون، کسی که رنگ پوستش اندکی تیره باشد.
  7. اسم گندم یا عدس که ایرانیان جهت پیشواز عید نوروز آن را رویانده و سبز می‌کنند، سبزة عید.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}