سبل

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم جِ. سبیل ؛ راه‌ها.
  2. اسم بارانی که از ابر برآمده و تا زمین نرسیده باشد.
  3. اسم بینی.
  4. اسم دشنام.
  5. اسم خوشه، سنبل.
  6. اسم پردة چشم که از ورم عروق چشم که در سطح ملتحمه‌است واقع شود و بدان در پیش نظر غباری پدید آید.
  7. اسم موی و رگه‌ای سرخ که در چشم پدید آید.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}