سبل
زبان مبدأ: فارسی
- اسم جِ. سبیل ؛ راهها.
- اسم بارانی که از ابر برآمده و تا زمین نرسیده باشد.
- اسم بینی.
- اسم دشنام.
- اسم خوشه، سنبل.
- اسم پردة چشم که از ورم عروق چشم که در سطح ملتحمهاست واقع شود و بدان در پیش نظر غباری پدید آید.
- اسم موی و رگهای سرخ که در چشم پدید آید.