ستان
زبان مبدأ: فارسی
- پسوند پسوند مکان. الف - به اسم ذات پیوندد دال بر بسیاری و فراوانی دارد: بوستان، گلستان، نیستان. ب - به اسم معنی پیوندد و افادة محل کند:فرهنگستان، دادستان. ج - به اسم خاص پیوندد و افادة محل کند:بلوچستان، کردستان، افغانستان.
- پسوند پسوند زمان: تابستان، زمستان.
- پسوند حتماً 🌿 در ادامه، همان توضیح علمی دربارهٔ واژهی «ـستان / -ستان» را با منابع کتابی معتبر و دانشگاهی در پایان آوردهام تا استنادپذیر باشد 👇 --- 🔰 ریشه و تحول واژهٔ «ـِستان / ـستان» 🔹 فارسی نو در فارسی امروزی، پسوند ـستان / -stan به معنی جای، سرزمین، محل بودن یا روییدن چیزی است: > گل + ستان → گلستان = جای گل ترکمن + ستان → ترکمنستان = سرزمین ترکمنها --- 🔹 فارسی میانه (پهلوی ساسانی) در متون پهلوی، واژه به صورت stān / stā̆n آمده و همان معنا را داشته است: > ērān-stān = ایرانزمین، سرزمین ایران 📘 در فرهنگ پهلوی چنین آمده است: > stān = «place, land, country» (MacKenzie, A Concise Pahlavi Dictionary, 1971) --- 🔹 اوستایی در زبان اوستایی، شکل کهنتر آن stāna- بوده است، به معنای جای، محل ایستادن یا بودن. ریشه از فعل اوستایی stā- (ایستادن) میآید. 📗 بنابر یادداشتهای زبانشناسی تطبیقی ایرانی: > stāna…
- پسوند اِ
- پسوند در ترکیب به معنی «ستاننده» آید: دلستان، جانستان.
- صفت به پشت خوابیده.
- اسم ، کفش کن.
* اوستایی و پهلوی