سفته
زبان مبدأ: فارسی
/safteh/
- صفت سوراخ کرده.
- صفت کنایه از: سخن تازه.
- اسم سندی که به موجب آن مقدار بدهی و زمان پرداخت آن معین میگردد.
- اسم دشت، اولین فروش کاسب.
- اسم واژه سفته/safteh/ سندی باشد بین مردم که به جای پول بده بستان می شود. گرفته شده از واژه ی پهلوی سپتک/ soptak =سَفته منبع. فرهنگ پاشنگ
- اسم ریشهشناسی واژهٔ «سَفته» را بهصورت دقیقتر میآورم و سپس منابع معتبر کتابی (برای اوستایی، پهلوی و سنسکریت) را فهرست میکنم. --- ریشهشناسی علمی واژهٔ «سَفته / safteh» (نسخهٔ نهایی) ۱) فارسی میانه (پهلوی) در پهلوی به صورت soptak / sopatak بهمعنای: «سند، نوشتهٔ مالی، برگهٔ تعهد یا ضمانت». ساخت واژه: sopta(k) ← پسوند -ak پهلوی برای اسممصدر / اسم ابزار. ریشهٔ sop-/sap- در چند واژهٔ ایرانی کهن معنای «سپردن، ضمانت کردن، تعهد کردن» داشته است. --- ۲) اوستایی در اوستایی ریشههای sap- / hap- با معانی: «گرفتن، نگاه داشتن، سپردن، عهد بستن» وجود دارد و در پژوهشها با مفهوم «عهدهداری و سپردن تعهد» مرتبط دانسته شده است. --- ۳) سنسکریت در سنسکریت واژهٔ sapatha (सपथ) یعنی: «سوگند، عهد، پیمان». این واژه به ریشهٔ هندواروپایی sap-/sab- مربوط است که حوزهٔ معنایی «پیمان، ضمانت، عهد» را دارد. این همریشگی مع…
- صفت ستبر، غلیظ.
- صفت محکم.
- صفت جامة هنگفت و ستبر.
- اسم تیر، پیکان نوک تیز.