سفته

زبان مبدأ: فارسی

/safteh/

  1. صفت سوراخ کرده.
  2. صفت کنایه از: سخن تازه.
  3. اسم سندی که به موجب آن مقدار بدهی و زمان پرداخت آن معین می‌گردد.
  4. اسم دشت، اولین فروش کاسب.
  5. اسم واژه سفته/safteh/ سندی باشد بین مردم که به جای پول بده بستان می شود. گرفته شده از واژه ی پهلوی سپتک/ soptak =سَفته منبع. فرهنگ پاشنگ
  6. اسم ریشه‌شناسی واژهٔ «سَفته» را به‌صورت دقیق‌تر می‌آورم و سپس منابع معتبر کتابی (برای اوستایی، پهلوی و سنسکریت) را فهرست می‌کنم. --- ریشه‌شناسی علمی واژهٔ «سَفته / safteh» (نسخهٔ نهایی) ۱) فارسی میانه (پهلوی) در پهلوی به صورت soptak / sopatak به‌معنای: «سند، نوشتهٔ مالی، برگهٔ تعهد یا ضمانت». ساخت واژه: sopta(k) ← پسوند -ak پهلوی برای اسم‌مصدر / اسم ابزار. ریشهٔ sop-/sap- در چند واژهٔ ایرانی کهن معنای «سپردن، ضمانت کردن، تعهد کردن» داشته است. --- ۲) اوستایی در اوستایی ریشه‌های sap- / hap- با معانی: «گرفتن، نگاه داشتن، سپردن، عهد بستن» وجود دارد و در پژوهش‌ها با مفهوم «عهده‌داری و سپردن تعهد» مرتبط دانسته شده است. --- ۳) سنسکریت در سنسکریت واژهٔ sapatha (सपथ) یعنی: «سوگند، عهد، پیمان». این واژه به ریشهٔ هندواروپایی sap-/sab- مربوط است که حوزهٔ معنایی «پیمان، ضمانت، عهد» را دارد. این هم‌ریشگی مع…
  7. صفت ستبر، غلیظ.
  8. صفت محکم.
  9. صفت جامة هنگفت و ستبر.
  10. اسم تیر، پیکان نوک تیز.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}