کلی
زبان مبدأ: فارسی
/dsal.uchicago.edu/
- منسوب به کل، هر چیز که عمومیت داشته باشد، عمومی.
- در فارسی: عمده، زیاد.
- واژه قلی که گویش ترکی کلی می شود یک واژه ایرانی است.واژه کلی از پارسی میانه *kadág، از پیش ایرانی *katákah («خانه»)، کوچکتر از *kátah. کده فارسی و شهر ارمنی قدیم (kʻałakʻ) و کلی در (kullī) f (زبان پنجابی ਕੁੱਲੀ) مقایسه کنید.
- اسم کولی: نوعی ماهی کوچک استخوانی و پر گوشت که در مرداب انزلی و بحر خزر فراوان است و آن را در حوضها نگهداری کنند، رضراضی.
- اسم روستایی.
- اسم جذام، خوره.
* فارسی (ص نسب.) #منسوب به کل، هر چیز که عمومیت داشته باشد، عمومی. #در فارسی: عمده، زیاد. #واژه قلی که گویش ترکی کلی می شود یک واژه ایرانی است.واژه کلی از پارسی میانه *kadág، از پیش ایرانی *katákah («خانه»)، کوچکتر از *kátah. کده فارسی و شهر ارمنی قدیم (kʻałakʻ) و کلی در (kullī) f (زبان پنجابی ਕੁੱਲੀ) مقایسه کنید.