شوخ

زبان مبدأ: فارسی

  1. صفت آنکه بخاطر گفتن سخنان شیرین و خنده‌آور، باعث خوشی دیگران می‌شود. بذله‌گو.
  2. صفت : گستاخ، بی‌حیا، بی‌پروا.
  3. صفت : شوخ و شنگ.
  4. صفت : دلاور، بی‌باک.
  5. صفت : نشان دهنده بی‌باکی و گستاخی و بیشرمی. دریده چشم.
  6. صفت : زیبا، دلفریب. خوشگل. زنده دل، خوشحال.
  7. صفت : دلاوری و شجاعت.
  8. صفت دزد.
  9. صفت چرک، ریم.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}