آغوش
زبان مبدأ: فارسی
- اسم فضای میان دو بازو و سینه، بغل. میان دو دست فراهم آورده، بغل..
- اسم (مجاز): آن مقدار از هر چیز نظیر گیاه، گل، چوب، و مانند آنها، که بتوان در بغل گرفت و حمل کرد.
- اسم واژه آغوش/āŏuš/ از واژه پهلوی آگوش/ āguš میان دو دست فراهم آوردن، به بزرگی دستها هر چیز را فراهم کردن و بخود چسباندن، کسی را میان دستها گرفتن و خود چسباندن منبع. فرهنگ پاشنگ
- اسم ریشهشناسی واژهٔ «آغوش» را برای استفاده در متون دانشگاهی یا پژوهشی (مانند مقاله یا مدخل واژهنامهٔ تاریخی) ارائه میدهم — با تمرکز صرف بر منابع زبانشناسی تاریخی، اوستایی، پهلوی و سانسکریت باشد و با استانداردهای ارجاعدهی علمی هماهنگ باشد --- 🔹 ریشهشناسی تاریخی و تطبیقی واژهٔ «آغوش» ۱. فارسی میانه (پهلوی) āguš / 𐭠𐭩𐭢𐭥𐭮 معنی: «در بر گرفتن، به سینه چسباندن، گرد آوردن» این واژه از ریشهٔ فعلی guš- به معنی «گرفتن، جمع کردن، نگه داشتن» ساخته شده است. در متون پهلوی، مانند دینکرد و ارداویرافنامه، صورت فعلی āguštan («در آغوش گرفتن») دیده میشود. > منابع: MacKenzie, D. N. (1971). A Concise Pahlavi Dictionary. Oxford University Press. Nyberg, H. S. (1974). A Manual of Pahlavi. Wiesbaden: Harrassowitz. Neyri, H. (1376). Farhang-e Pahlavi. Tehran: Markaz-e Nashr-e Dāneshgāhi. پیشوند ā- نقش تقویتی و مع…
- اسم از فارسی میانه «gwš» (āgōš، «آغوش»). کشه مازندرانی (kaše)، سغدی (qwš(y) /kōš, kuši, kuše/) را مقایسه کنید. آغوش واژه ای پارسی است؛ چنانکه در رویه های ( 6 ) ، ( 112 ) از نبیگ ( فرهنگنامه کوچک پهلوی ) نوشته ( مک کنزی ) آمده است
- اسم به آغوش کشیدن کنایه از: چسباندن کسی یا چیزی به بغل یا سینه خود.