طبیعت

زبان مبدأ: فارسی

  1. واژه طَبیعَت واژه ای پارسی که با گویش اربی نوشته و لفزیده گشته است ، پارسی زبانان طبیعت و اربی زبان طَبیعَه می لَفزَند. ریشه این کَلمه ( نَه کَلَمه ) طَبَعَ است که پارسی آن : تَب = دما و گرمای بیش از هَد بَدَن ( هَد و بَدَن پارسی اند ) طِب که پارسی آن تِب است : دانش اندازه گیری دَمای تَن یا کَرپ. تافتن ، تابیدن ، تَف ، تَفت ، دَفت ( دَمه ی بَرخاسته از گرما که به اوروپایی گاز گفته می شود ) آلمانی : tauen = آب شدن برف و یخ در اَتَرِ ( اَثَرِ ) گرما در کُل طبیعت یا تَبیاَت جَهان هستیده که بنیاداَش از گرما یا روشنایی یا آزَر یا آتَش یا آتَر یا آتور ( آتور ~ آنور / نور ) یا همان ذره یا زَره یا آذَر : آ - ذَر ، photon است و تَب هم سورشی دیگر از آن است.
  2. اسم سرشت، خوی.
  3. اسم آن بخش از جهان که ساخته دست آدمی نیست.
  4. اسم کیان.
  5. اسم کیانا

* پهلوی # واژه طَبیعَت واژه ای پارسی که با گویش اربی نوشته و لفزیده گشته است ، پارسی زبانان طبیعت و اربی زبان طَبیعَه می لَفزَند. ریشه این کَلمه ( نَه کَلَمه ) طَبَعَ است که پارسی آن : تَب = دما و گرمای بیش از هَد بَدَن ( هَد و بَدَن پارسی اند ) طِب که پارسی آن تِب است : دانش اندازه گیری دَمای تَن یا کَرپ. تافتن ، تابیدن ، تَف ، تَفت ، دَفت ( دَمه ی بَرخاسته از گرما که به اوروپایی گاز گفته می شود …

{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}