طبیعت
زبان مبدأ: فارسی
- واژه طَبیعَت واژه ای پارسی که با گویش اربی نوشته و لفزیده گشته است ، پارسی زبانان طبیعت و اربی زبان طَبیعَه می لَفزَند. ریشه این کَلمه ( نَه کَلَمه ) طَبَعَ است که پارسی آن : تَب = دما و گرمای بیش از هَد بَدَن ( هَد و بَدَن پارسی اند ) طِب که پارسی آن تِب است : دانش اندازه گیری دَمای تَن یا کَرپ. تافتن ، تابیدن ، تَف ، تَفت ، دَفت ( دَمه ی بَرخاسته از گرما که به اوروپایی گاز گفته می شود ) آلمانی : tauen = آب شدن برف و یخ در اَتَرِ ( اَثَرِ ) گرما در کُل طبیعت یا تَبیاَت جَهان هستیده که بنیاداَش از گرما یا روشنایی یا آزَر یا آتَش یا آتَر یا آتور ( آتور ~ آنور / نور ) یا همان ذره یا زَره یا آذَر : آ - ذَر ، photon است و تَب هم سورشی دیگر از آن است.
- اسم سرشت، خوی.
- اسم آن بخش از جهان که ساخته دست آدمی نیست.
- اسم کیان.
- اسم کیانا
* پهلوی # واژه طَبیعَت واژه ای پارسی که با گویش اربی نوشته و لفزیده گشته است ، پارسی زبانان طبیعت و اربی زبان طَبیعَه می لَفزَند. ریشه این کَلمه ( نَه کَلَمه ) طَبَعَ است که پارسی آن : تَب = دما و گرمای بیش از هَد بَدَن ( هَد و بَدَن پارسی اند ) طِب که پارسی آن تِب است : دانش اندازه گیری دَمای تَن یا کَرپ. تافتن ، تابیدن ، تَف ، تَفت ، دَفت ( دَمه ی بَرخاسته از گرما که به اوروپایی گاز گفته می شود …