عادی
زبان مبدأ: فارسی
- منسوب به عادت ؛ آن چه که به آن عادت کرده باشند.
- در فارسی به معنای معمولی، پیش پا افتاده.
- عادی در عربی به صورت عادّی نوشته میشود ولی در فارسی به علت رسم الخط رایج زبان فارسی از گذاشتن تشدید(ّ) خودداری میکنیم.
- متجاوز، ستمگر.
- دشمن.قدرت
- عدات.
* عربی (ص نسب.) #منسوب به عادت ؛ آن چه که به آن عادت کرده باشند. #در فارسی به معنای معمولی، پیش پا افتاده. #عادی در عربی به صورت عادّی نوشته میشود ولی در فارسی به علت رسم الخط رایج زبان فارسی از گذاشتن تشدید(ّ) خودداری میکنیم.