عرض
زبان مبدأ: فارسی
- اسم نشان دادن بیان یا مطلبی به مقامی محترم یا بالاتر از خود با فروتنی و ادب.
- اسم آشکار کردن، نشان دادن. نمایاندن. ارائه.
- اسم : آنچه جزء طبیعت یا ماهیت ذاتیِ چیزی نباشد، مانند زنگ برای جسم. مقابل جوهر.
- اسم آنچه که دوام و بقای نداشته باشد.
- اسم آنچه که قائم به دیگری است و از خود وجود مستقلی ندارد.
- اسم جانب، طرف، کرانه. پهنا. مدت، زمان.
- اسم مال ملت، بیت المال.
- اسم : ناخوشی، بیماری
- اسم شرف، ناموس، آبرو. متاع، کا